خرید بک لینک
دکتر محرم رضایتی کیشه خالهگویشها پدیدههای چند سویة فرهنگی هستند که فراتر از مطالعات تاریخی و زبانشناسی، میتوانند به عنوان بخشی زنده و گویا از فرهنگ و ادبیات ملی، اوضاع اجتماعی، هنری، اقتصادی و اعتقادی جوامع قومی را در گذشته و حال بازتاب دهند. بنابراین، در پژوهشهای گویششناختی، علاوهبر زبانشناسان که از مواد آن در فرهنگنویسی، واژهگزینی، واجشناسی تاریخی و غیره استفاده میکنند، خبرگان علوم دیگر مثل مردمشناسان، جامعهشناسان، روانشناسان و ادبپژوهان نیز میتوانند مشارکت داشته باشند. تجربة آفرینش آثار ادبی در جامعة قومی تالش از چند دهة اخیر فراتر نمیرود. صرفنظر از برخی دوبیتیها و ترانهها، تاریخ ادبیات رسمی تالش از دهة پنجاه قرن اخیر شروع شده است. در این مدت نسبتا کوتاه در حوزة شعر تالشی آثار متعددی منتشر شده که برخی از آنها از نظر فرم و ساختار هنری بسیار برجستهاند. اما در قلمرو نثر تالشی (افسانه و داستاننویسی) آثار معدودی به طبع رسیده است: «افسانههای عامیانة ماسال» (1391) از امیرقلی عاشوری به زبان فارسی روایت شده است. «افسانههای تالشی» (1398) از علی نصرتی سیاهمزگی هرچند دوزبانه (تالشی و فارسی) است، اما به عنوان بخشی از فرهنگ عامیانة مردم، اساسا با داستاننویسی و آفرینش فرم هنری تفاوت دارد. «آقا سعد» (1400) و «عروسی» (1400) از مقصود بهشتی جوکندان، دو مجموعه داستان کوتاه تالشیاند که بتازگی انتشارات «ماه مینو» در رشت آنها را منتشر کرده است. بنابراین، کتاب «هوزَرات» از محمدرضا فدایی آسیابسری، سومین اثر داستاننویسی تالشی است که به زیور طبع آراسته میشود.«هوزرات» مجموعة بیست و یک داستان کوتاه تالشی با ترجمة فارسی آنهاست که با مقدمه و ویرایش دکتر علی نصرتی سیاهمزگی آراس

برچسب: نویسنده: نگین حسینی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 11:26

دربارۀ دفتر شعری «ای پِم اَشکیلَه بو» از داود محبیxadزادۀ گشتیدکتر علی نصرتی سیاهمزگیشاعرِ «ای پِم اَشکیلَه بو» با جنگل، کوه و شالیزار میxadزید. پاییز به شعرهایش رنگ میxadدهد. بوی ساقۀ دروشدۀ شالی سرمستش میxadکند و آن را نام کتاب شعرش میxadکند. زندگی در روستا برایش شعر است، به ماغ گاو و آواز خروس و جشن و خروش سحرگاهانۀ گنجشکان، شاعرانه میxadنگرد. قلههایی خاطره xadهای کودکی او را ساختهxad اند و پیوسته پیش چشم شعرهایش هستند. چهرۀ خویش را به شالیزار مانند میکند، با کرتها و نهرها و تَرَکxadهایش از بیxadآبی، با برنج نجوا میxadکند و برنج به او زندگی میxadبخشد؛پِویَرٚه / نارآگیر دِرییَه آوتاوی / تِلَّه سٚجاک، / بَما / تٚه شيرينَه xadتا! / چِم نِگاردٚنی / هَرزَه واش و آفَتَه جَرگَه مینی / آوتاوی کا. / سَوزَه دَس / پِرومَه نَفَس / شاتxadشاتِه نَه، / سَرپِرَه را دِريرَه / دا بٚشای / ديلى دونَه آدوئِه / آوتاوى چَنگ.می بالد و برمی رود / همۀ آفتاب را می خواهد / سوروفِ هرز (گونه ای علفِ خزانۀ برنج) / اما / تو شیرینم! / در میان علف های هرز و آفتهای بیشمار / از آفتاب / چشم برنمی داری. / با دستانِ سبز / و نفسِ زندگی بخش / می بالی و برمی روی / تا بتوانی / دانۀ دلت را / به دستان آفتاب بسپاری.شعرهایِ سپیدِ این دفترِ تالشی حس همدردی و رهایی را برمیانگیزد و نگرش تازه میبخشد. داستانی دلکش است، تابلویی دل xadانگیز، چشمهxadای که از یگانگی با طبیعت میxadجوشد و در زبان جاری میxadگردد. فضای کلی شعرها عاطفی است اما گاه موسیقی سخن از یاد رفته xadاست. شعر سپید وزن ندارد و موسیقی درونی میxadتواند سخن را برتر کشد اما شعر این دفتر چنان در تخیل غرق میxadشود که موسیقی درونی را از یاد میxadبرد. خیال شعر محبیxadزاده زمینۀ عاطفی و نگرشی ویژه دارد و تصو

برچسب: نویسنده: نگین حسینی تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 11:26

صفحه بندی